تبلیغات
My Note - زبان انگیسی و ضایع بازی ما!

My Note

good day,so long, time flies away like birds

زبان انگیسی و ضایع بازی ما!
امروز کلی خندیدیم! سر زنگ زبان دبیرمون یه متن انگلیسی درمورد حضرت سلیمان دراورده بود و گفت  از روش بخونین. مام خوندیم و بعدش گفت حالا این داستانو خودتون بنویس. با جمله های متفاوت . ولی دونفری این کارو انجام بدین.
من و یگانه هم باهم شروع کردیم نوشتن. همش مسخره بازی درمیاودیم و میخندیدم. تقریبا چهار خط نوشته بودیم و من گفتم:"یگانه عجله کن" یگانه گفت:"نگاه ساعت کن! ده دیقه دیگه زنگه! دبیره میخواد سرکارمون بذاره اصلا نگا نمیکنه!"     و بعد دوباره خندیدیم. شروع کردیم به نوشتن که دبیره اومد بالا سرمون و درحالی که یه لبخند رو لباش بود گفت:"بده ببینم چیکار کردین"  و بعد کاغذو ازمون گرفت و شروع به خوندنش کرد و لبخندش هی بزرگ و بزرگتر میشد. همه ی بچه ها داشتن از تعجب شاخ درمیاوردن. اخه معمولا دبیر زبان ما مثه برج زهرمار میمونه و هر صدسال یه بار هم نمیخنده! یعنی بهتره بگم اصلا نمیخنده!بعد فقط هم اومد بالای سر ما و نوشتمونو خوند! یعنی اصلا سر طبقه ی هیچکس نرفته بود!!!
هیچی دیگه وقتی متنه رو خوند درحالی که لبخند داشت گفت:"خوب بود!"  و بعد زل زد تو چشای من! منم نتونستم جلو خنده مو بگیرم و قهقه خندیدم! دبیرم شروع کرد ه قهقهه زدن! یگانه هم خندید! چند دیقه بعد زنگ خورد و از کلاس زدیم بیرون. منو یگانه و دوباره خندیدیم و خندیدیم! یگانه میگفت:"به خدا شنید من گفتم گذاشتمون سرکار! واسه همینم فقط اومد سر طبقه ی ما! بدبخت شدیم!"    ولی من گفتم:" نه مطمئنا مسخره بازیامونو که به خیال خودمون اروم حرف میزدم رو شنیده واسه همینم میخندید!"    حالا من هنوزم تو شکم که واقعا به چی میخندد؟ چرا میخندید؟ چرا فقط اومد سر طبقه ی ما؟ چرا زل زد تو چشامون؟ یعنی واقعا حرفامونو شنید؟  کدوم قسمت از حرفامونو شنید؟
و حالا من تا چهارشنبه ی این هفته همش این سوالو تو ذهنم دارم!...


[ چهارشنبه 27 آبان 1394 ] [ 10:16 ب.ظ ] [ a girl 79 ]

[ نظرات() ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه